السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
699
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)
3 . جواز عقد : از اسباب فسخ ، جواز عقد و عدم لزوم آن است ، مانند عاريه ، وديعه ، مضاربه و وكالت . طبيعت اين نوع عقود ، فسخ پذيرى است و هر يك از دو طرف عقد هر زمان كه بخواهد مىتواند آن را برهم زند ( - - ) عقد جايز ) . 4 . عدم اجازهء عقد فضولى : تماميت و لزوم عقدى كه فضولى انجام داده ، مشروط به اجازهء مالك يا ولىّ است و در صورت اجازه ندادن و رد كردن ، عقد باطل مىشود ( - - ) فضولى ) . 5 . وجود برخى عيوب در نكاح : ديوانگى ، عنّين يا مجبوب بودن و به قول مشهور ، اخته بودن زوج و ديوانگى ، خوره ، پيسى ، قَرَن ، افضا ، نابينايى و رَتَق در زوجه ، عيوب مجوز فسخ عقد نكاحاند ( - - ) ازدواج ) . آثار فسخ : مهمترين اثر فسخ ، پايان يافتن عقد است . عقد با فسخ پايان يافته و آثار آن بر طرف مىشود و آنچه از هريك از دو طرف به ديگرى منتقل شده به او باز مىگردد . آيا فسخ عقد از زمان عقد است ، به گونهاى كه گويا عقدى واقع نشده است و يا از زمان فسخ و آثار عقد تا زمان فسخ به قوت خود باقى است ؟ مسئله محل بحث است 3 ( - - ) عقد ) . البته احكام ديگرى بر فسخ عقد مترتب مىگردد كه در عناوين مناسب ، همچون خيار و ازدواج مطرح است . فسق فِسق : ارتكاب گناه و ترك فرمان خدا . فسق ، مقابل عدالت ( - - ) عدالت ) عبارت است از خارج شدن از طاعت به سبب گناه كردن و ترك دستورهاى خداى تعالى . بيشترين موارد كاربرد فسق نسبت به كسانى است كه بر حسب اعتقاد ، مسلمان و مؤمناند ؛ ليكن در مقام عمل كوتاهى مىكنند و مرتكب حرام يا ترك واجب مىشوند . عنوان فسق بر منافقان و مشركان نيز كه بر حسب اعتقاد گمراهاند ، اطلاق شده است . 1
--> ( 1 ) . معجم مقائيس اللغة والمصباح المنير ، واژهء « فسخ » * ( 2 ) . المكاسب و البيع ( نائينى ) 2 / 363 ؛ حاشية المكاسب ( يزدى ) 2 / 159 * ( 3 ) . مجمع الفائدة 9 / 40 ؛ القواعد الفقهية ( بجنوردى ) 6 / 136 ؛ العروة الوثقى 5 / 387 .